خرید بک لینک

با تاخیر...

یک روز ، وقتی که تمام زندگیت را روی دست میگیری، وقتی تمام آرزوهایت در ذهنت رژه می روند،

وقتی همه ی تو در میان همه ی روزهای گذشته از مقابل چشمانت عبور می کنند،

وقتی تمام می شوی و تمام نمی شود... وقتی تمام نمی شود و تمام می شوی،

وقتی خیره می شوی به آینه ای که تو را نشان می دهد،

وقتی از آینه سوال می پرسی و پاسخی نمی شنوی...

"آن تصویر درون آینه می شود پاسخ تمام سوال هایت"

می شود همه آرزوهایت، می شود همه ی تو در روزهای گذشته،

می شود تمام ناتمامی ها...

و تو... مجبور به اتمام آن ناتمام همیشگی هستی...

+ چهره ی ناآشنای درون آینه با موهای سفید شده و دانه ریش های سفیدی که دارد خود نمایی می کند...

بی شک، پاسخ تمام سوال ها، از درون همین چهره ناآشنا می آید...

+ این سالروز، بی معنی و در عین حال پر معنی ترین سالروز زندگیم بود...

+ از این پس اینجا را با نام "روزهای پس از 27 سالگی" بخوانید...

+ ممنون از تبریک ها، لطفتون همیشه مستدام و محبتتون همیشه جاری:)

+ :)

برچسب: نویسنده: علی موسوی تاريخ: چهارشنبه 15 بهمن 1399 ساعت: 21:11

صفحه بندی